">
......اي خداوند آزمايشهاي سخت ، اي پروردگار قلبهاي سوزان و روحهاي لطيف ، در آن روزها که اميدم از همه جا و همه کس به کلي قطع شده بود ، تنها تو بودي که به من اميد دادي ، تنها تو بودي که دست مرا گرفتي و از ميان گردابهاي نابودکننده بيرون کشيدي ....................................تو اي خداي من به من جرأت دادي که کلمه حق را با صداي بلند اعلام کنم و به من شجاعت دادي که در برابر قدرتمندان زمان بايستم و به من رحمت کردي که لحظه اي از طريق حق منحرف نشوم ...........................اي خداي بزرگ تو را شکر ميکنم که آرزوها را در دلم خشک کردي ،‌خوف مرگ را از من گرفتي ، لذت شهادت را به من نمودي در مقابل ظلم و کفر مرا روئين تن کردي ...................................خدايا در دنياي انسانها ، آدمي بزرگتر و کاملتر و بهتر از علي نمي شناسم ، ولي حتي او را در مبارزات حيات پيروزي نبخشيدي ، و حکومت عدل و دادش را زير تازيانه هاي ظلم و ستم و فساد معاويه خرد کردي ، و اجازه ندادي که نهال عدل و آزادي و انسانيت بشکفد و حکومت حق لااقل به دست علي بر ظلمت کفر و جهل و ظلم پيروز گردد … هيهات ! ...................................ما به پيش مي تازيم تا عروس شهادت را در آغوش بگيريم نه به اميد آن که فقط پيروز شويم ..........................................ما مبارزه مي کنيم تا در قربانگاه عشق عاليترين تجلي فداکاري و پرستش را عملاً نشان دهيم و تکامل يابيم نه آن که دستاوردهاي مادي حيات ما را فريفته باشد . ...........................ما به سوي خدا مي رويم تا از همه فرآورده هاي مادي عالم بي نياز گرديم ، نه آن که خدا را وسيله رسيدن به مصالح شخصي خود کنيم ........................................بنابراين در کشمکش زندگي ، به سوي پيروزي چشم ندوخته ام ، و به هيچ چيز و هيچ کس اميدي نداشته ام و هيچ گاه سعي نکرده ام که پاکي و نظافت قلبي خود را فداي پيروزي و نجات کنم ............................................مني که از همه چيز گذشته ام و حتي اميد خود را از پيروزي قطع کرده ام ، ديگر دليلي ندارد که در برابر نظام ها و قدرتها و فشارها و تهديدها و تطميع ها به زانو درآيم ، من از همه چيز آزاد شده ام و پاکي و خلوص خود را به هيچ چيز حتي به نجات و پيروزي نمي فروشم چمران ..............................................


نرم افزارچند رسانه ای شهیددکترچمران
پيشنهاد ما
كليپ هاي صوتي زيبا خطرظهورطاغوت درانقلاب من به خال لبت اي دوست گرفتارشدم دكترچمران درحال عكاسي من تصميم دارم که از اين به بعد آدم خوبي باشم، دست از گناهان بشويم، قلب خود را يکسره تسليم خدا کنم عشق زن از اينكه آمريكا را ترك گفتم، از اينكه دنياي لذات و راحت طلبي را پشت سر گذاشتم، از اينكه دنياي علم را فراموش كردم، از اينكه از همه زيبائيها و خاطره زن عزيز و فرزندان دلبندم گذشته ام، متأسف نيستم متافيزيک وشهيدچمران هيچ کس مثل چمران نيست حتي چگوارا روايتي زيبا ازعروسي دكترچمران سخنراني بسيار زيباي شهيد دکتر چمران درباره دکتر شريعتي با موضوع عشق و عرفان چندمناجات زيبا ودل انگيز ميانماردرخون وآتش جملات موضوعي دکتر چمران(خداي عشق و پرستش) درموردعشق مجموعه 9والپيپر(عكس نوشته)شهيد دكترچمران انقلاب مقدس ايران تجارت باخون شهيدان برهه حساس انقلاب
امامت دوازده امام درتورات تكامل جامعه+حرکت های احساسی اصالت حركت شیدایی آغوش مرگ دردوغم تجلي عشق خداوند اي نفس آرام ومطمئن فراموشي خود راستى عبادت چيست؟ مناجات شعبانيه رمزي در وراي رازها کتاب 22
آخرين نــوشته هـــا
شهيد دکتر چمران

سيستــم آمــار سايت
آثار هنري شهيد دکتر چمران
يــاد داشت هـاي نويـسنده
کتابهاي شهيد چمران
آرشيـــو موضوعي
دوستــــان
پيوندهــــــاي روزانه
آرشيـــو نوشته ها
ديگر امکانات

شهيدي باچشمان باز
شهيدي باچشمان بازآرام بخواب بسیجی! آرام بخواب ای مسافر ملکوت.آرام بخواب ای پابرهنه مغضوب دیکتاتورها. آرام بخواب که ذکر تلقینت را امام حسین (ع) می گوید و حضرت مهدی (عج) برایت می گرید. آرام بخواب ای غریبه گمشده در خاکدان دنیا، ای عقاب گرفتار آمده در قفس! ببین که آسمان چگونه در سوگت بی تابی می کند! ببین، ببین ای فاتح قلل ماووت ببین که او دیگر نمی خندد و دوستت از شرم سر به زیر دارد و از کسی صدا بر نمی آید. تو رفته ای و اکنون روح بی تابت، در جوار آزادگی اطمینان یافته و من باید بمانم با همه حقارتم، کمبودم و بیچارگی ام. 

مشرق


برچسب‌ها: عكس, شهيد, چشم باز, عشق, شهادت
  مهدي  یازدهم مرداد ۱۳۹۴  

توکل به خدا

کشمکش زندگي را بنگر ! چه طوفان وحشتناکي به پا شده است ! همه قدرتهاي جور و ستم و پليدي دست به دست هم داده اند تا ما را نابود کنند ، اژدهاي مرگ دهن باز کرده که مرا ببلعد ، لهيب آتش اطراف مرا مي سوزاند ، همچون پرکاه بر موج حوادث ، در ميان اين درياي طوفاني بالا و پايين مي روم ، چه سرنوشت مبهمي ! چه دردها چه غم ها ، چه مصيبت ها ، چه شهادتها ، چه شکست ها چه محروميت ها ، چه ظلم ها چه جنايتها چه بگويم ؟ چه مي گذرد ؟ مگر خواب مي بينم ؟ مگر در بستر احتضار ، به کابوس وحشتناکي دچار شده ام ؟ بر من چه مي گذرد ؟ نمي دانم ولي آنچه مي دانم آن که شهادت ساده ترين راه نجات من است

هجوم از همه طرف شروع مي شود ، همه روزنه هاي اميد کور مي گردد ، يأس و ترديد و خوف و وحشت بر همه جا سايه مي افکند ، دوستانم با چشمان نگران ، با قلبهاي مضطرب ، خسته و شکسته و درمانده به سوي من مي آيند ، در حالي که خود من به هيچ چيزي اميد ندارم و جز شهادت انتظاري نمي کشم ، ولي همچون صخره محکم و مطمئن در مقابل دوستانم مي گويم و به آنها ايمان مي دهم و با شجاعت و بي باکي به مراکز خطر مي روم ، دوستان را آرامش مي دهم و با اطمينان و قوت قلب آنها را روانه ديارشان مي کنم

گاهگاهي همه نظام و سازمان و تمامي دوستان و رزمندگان و همه آينده و سرنوشت به يک کلمه من وابسته بود آن مني که نه اميد داشت و نه قدرت ، نه روياي روشن و نه انتظار کمک فقط براساس توکل به خدا و رضا به تقدير و قبول شهادت ، باز هم برپاي خود ايستادم و همچون صخره موج هاي خطر و خوف و نااميدي و يأس را برگرداندم ، باز هم مسير تاريخ را تغيير دادم و همه اش بر مبناي احتمال بود و با خود مي گفتم اگر يک در هزار باقي بمانم و سازمان ادامه يابد باز هم خواهم ايستاد باز هم مقاومت خواهم کرد ،

اوه خدايا قلب شکسته ام را تسکين بخش . دردمندم و سنگيني غم غيرقابل تحمل است .

منبع:علی زیباترین سروده هستی


برچسب‌ها: چمران, دست نوشته, شهیدچمران, عرفان, شهادت
  مهدي  هفتم تیر ۱۳۹۴  

چرایی امتناع وزارت خارجه از انتشار فکت شیت ایرانی


پنهان نگاه داشتن جزئیات مذاکرات هسته‎ای از مردم، رویه ثابت مذاکره کنندگان در یک سال و نیم اخیر بوده است/ تیم مذاکره کننده همواره پیش از مذاکرات با بیان یکسری از مفاهیم کلی و قابل تأویل، انتظاراتی را در سطح اجتماعی و کارگزاران نظام به وجود آورده و وارد فضای مذاکرات می گردد در این حال با محرمانه نگاه داشتن مباحث مورد مذاکره به کشور بازگشته و این گونه القاء می نماید که توانسته به آن انتظارات پاسخ دهد.

 برای آینده مذاکرات دو چشم انداز کلی قابل تصور است: 

توافق و عدم توافق. 

حالت اولی صورت پذیرفتن توافق است.
 اما اگر بخواهد توافقی در ماه های پیش رو صورت نپذیرد نیز 3 عامل احتمالی می تواند داشته باشد؛ 
اولاً دخالت سنای امریکا،
 ثانیاً ورود مستقیم رهبری نظام
و ثالثاً عدم قبول شرایط تحمیلی و نامتوازن توافق از سوی تیم ایرانی .

حالت اول. پرهزینه ترین حالت احتمالی برای نظام محقق شدن توافق با شرایط فعلی و در چارچوب چشم انداز توافق ژنو می باشد. 
این گزینه از آن جهت که در کوتاه مدت تسکین اقتصادی، در میان مدت منشأ تحولات سیاسی و در بلند مدت استحاله گفتمانی و بحران های امنیتی - نظامی و پابرجاماندن معضلات متعدد اقتصادی را به همراه خواهد داشت تبدیل به چالش برانگیزترین موضوع جمهوری اسلامی در دو دهه پیشرو خواهد گشت.Down-pointing red triangle
اما حالت دوم که همان دخالت سنای امریکا در مسئله و منع دولت اوباما از پیگیری مذاکرات است که با توجه به تأمین منافع مشترک جمهوری خواهان و دموکرات ها در توافق جامع این احتمال به عنوان ضعیف ترین گزینه مطرح خواهد بود .
اما حالت سوم ورود مستقیم رهبری به جزییات مذاکرات و جلوگیری از شکل گیری توافق با راه کارهایی که در قانون اساسی پیش بینی شده است. این گزینه از یک طرف صرف تصورش هزینه های بسیار آن برای نظام را نیز پیش ذهن انسان روشن خواهد ساخت، از طرف دیگر این نتیجه با جهت مواجهه رهبری با مذاکرات که همان رشد فکری مردم و ایجاد نوعی بی اعتمادی تاریخی نسبت به غرب و امریکا در میان توده های مختلف ملت می باشد در تعارض جدی است.

حالت چهارم عدم قبول شرایط تحمیل گرانه غرب و امریکا توسط تیم ایرانی می تواند باشد. این مسیر که منجر به شکست مذاکرات و ایجاد یک تجربه تاریخی بزرگ برای ملت ایران و حفظ عزت و انسجام ملی خواهد شد، با چگونگی ترکیب تیم ایرانی و سابقه ای که در 17 ماه مذاکرات اخیر از خود به جای گذاشته اند به خودی خود محال به نظر می رسد. اما با شکل گیری شرایطی در 2 ماه آینده در فضای داخلی کشور می توان تیم ایرانی را در وضعیتی قرار داد که نتواند چاره ای جز عدم قبول توافق تحمیلی امریکا، را داشته باشد، 

می توان به جرأت و با ارائه مستندات فراوان، برجسته ترین عامل پیشروی مذاکرات تا این جای کار را نوعی شگرد از سوی تیم مذاکره کننده ایرانی دانست. در این شگرد تیم مذاکره کننده همواره پیش از مذاکرات با بیان یکسری از مفاهیم کلی، مبهم و قابل تأویل، انتظاراتی را در سطح اجتماعی و کارگزاران نظام به وجود آورده و وارد فضای مذاکرات می گردد در این حال با محرمانه نگاه داشتن مباحث مورد مذاکره و  مورد توافق به فضای رسانه ای کشور بازگشته و با ایجاد هیاهو و هیجانات گوناگون این گونه القاء می نماید که توانسته است در توافقات صورت گرفته به آن انتظارات پاسخی کاملاً در خور داده و خطوط قرمز نظام را نیز حفظ نماید

در ادامه مطلب به تبیین چرایی و چگونگی آن شرایط خواهیم پرداخت.....

Www.kalame.co

  مهدي  بیست و پنجم فروردین ۱۳۹۴  

پیش بینی شهید آوینی ازبرخورد اسلام ناب واسلام آمریکایی-هنگامه موعود

چه روزگار شگفتی ! تاریخ آینده کره ارض ، بارور حوادثی بس شگفت است ، حوادثی که مجد و عظمت جهانگیر اسلام را در پی خواهد داشت و این همه را تنها کسی درمی یابد که منتظر است و بوی یار را از فاصله ای نه چندان دور می شنود و هر لحظه انتظار می کشد تا صدای «اناالمهدی» از جانب قبله بلند شود و او را به سوی خویش فرا خواند

هیبت آنکه خواهد آمد و انتظار انسان را پایان خواهد داد از هم اکنون همه قلبها را فراگرفته است. انقلاب اسلامی فجری است که بامدادی در پی خواهد داشت

شب حیات انسان با انقلاب اسلامی در فجر صادق خویش داخل شده است و شایسته است که اکنون منتظر صبح باشیم ، صبح دولت یار

در میان بیداردلان سراسر کره ارض ، هستند بسا دلدادگانی که این عهد تازه را دریافته اند و به خیل منتظران موعود پیوسته اند.    ادامه مطلب

  مهدي  بیست و دوم فروردین ۱۳۹۴  

اشک

اشک راز و نیاز من است ،نماز من است،قوت وغذای من است،حیات و هستی من است.

اشک آب چشمه ی جوشان دل من است.

اشک سلام و درود فرشتگان است که به پیشگاه خدای بزرگ ،

اشک زمزمه ی آبشارهای درونی من است.

اشک پاسخ من به نسیم باد و لرزش برگ درختان است.

اشک هماهنگی طبیعت با تار و پود قلب من است.

اشک راز زندگی و حیات من است.

اشک سلام من به طلوع آفتاب و غروب آن است .

اشک درود و نیایش من به زیبایی های طبیعت است .

اشک گشاینده ی عقده های درونی من است.

اشک توبه من به درگاه خدای بزرگ است.

اشک راحتی و استراحت دل و روح من است.

عارفانه

  مهدي  شانزدهم فروردین ۱۳۹۴  

شهادت مادرم افسانه نیست
 

درگیرودار دنیای پلید بودم که مادرم مرایادکرد

و یادش مرابرد....

به کوچه های مدینه

به غربت 1400ساله

به اشک و عشق و غم

به کیمیای حیات که سالهاست اورا می جویم 

وهربار به راهی دگر دور می شوم ....

سرگردانی و غربت تاکی؟؟

  مهدي  دوازدهم اسفند ۱۳۹۳  

صادق عزیزم

دوستی میان شهید دکتر مصطفی چمران و مرحوم دکتر صادق طباطبایی فراتر از مودت میان دو دوست است. این نکته را از خلال نامه های متعدد و خطاب های مودت امیز میان این دو می توان درک کرد. در کنار گزارش های مفصل و جامع از وضعیت حرکة المحرومین و جنبش امل و مبارزات در لبنان و ایران، سلام های آتشین و دردآلود، بی تابی و شوق دیدار دو دوست در این نامه ها به وضوح تکرار می شود، تا جایی که چمران در نامه ای در سال ۱۳۵۵ به طباطبایی می نویسد:

«و این نامه، خود راز و نیازی است با تو که ماه من ای و ستاره ی من ای و دوست من ای که راز و نیاز مرا به آسمان بلند خدا می رسانی. »

اینک آرزوی چمران برآورده شده است که «خوش داشتم که در کنارم بودی و می توانستم کمی با تو راز و نیاز کنم و عقده های درونی خود را بازنمایم و از فشار غم و درد بر قلبم بکاهم.»
هفتم اسفند ۱۳۹۳ صادق طباطبایی در بهشت زهرا، اندکی آن سوتر از مصطفای چمران آرمید.

روحش شاد و یادش گرامی باد.

  مهدي  دهم اسفند ۱۳۹۳  

روزی که آرامش تمام خواهم یافت

روزی که چشم از جهان بربندم ، آرامشی تمام خواهم داشت وقلب مجروحم خواهد رست،آتش سوزان درونم ساکت خواهد شد و  به لقای پروردگار خود نایل خواهم آمد،از این دنیا و ما فی ها خواهم رفت، اما نگران دوستان و دیگرانم ، شاید ندانند چه قلب لطیف ،چه روح بلند و چه استعدادهای بزرگی را از دست داده اند،قلبی که زجر موری را نمی توانست تحمل کند، آزار دیگران رنجش می داد. هر زجر و سختی را به خود می خرید تا مگر انگشت کوچک کسی خراش بر ندارد. یک دنیا صبر و تحمل و فداکاری بود. خود را وقف غم و درد کرده بود،سپر بلا بود.

چه ذوق شوق ها و چه ذوق ها داشت.

شوق او آن بود که فداکاری اش را کسی نفهمد. درد درونش را کسی نداند و خوبی هایش مخفی بماند.

و چه ذوقی!ذوق آن داشت که به دختری عشق بورزد که همه طردش کرده اند ، به سایه ی درختی پناه ببرد که کسی به آن توجهی نمی کند .   ادامه مطلب....

  مهدي  پنجم اسفند ۱۳۹۳  

قلبم فدای قلبت

قلب مضطرب و پر آشوب من فدای قلب آرام و مطمئن تو باد.

روح پرستنده ی من و احساس زیبا پسند من فدای روح خدایی تو و احساس نیروانی تو باد.

دوست داشتن و گریختن ، راستی چه غوغایی است غوغای عشق !

نیروانا و آتشفشان ! چگونه به هم جمع می شوند.

در حالی که در قلب منی از تو می گریزم .

درحالی که میخواهم از تو بگریزم ولی باز هم به تو پناه می برم

تو خدای عقلی ، و من دیوانه ی دیوانه.

منبع: عارفانه

  مهدي  دوم اسفند ۱۳۹۳  

نقطه های اطراف وجودم

در وجود خود می نگرم ،در اطراف جستجو می کنم تا نقطه ای برای وجود خود مشخص می کنم که حد اقل برای خود من قابل درک باشد . در این میان ،جز قلب سوزان نمی یابم که شعله های آتش از آن زبانه می کشد و گاهی وجودم را روشن می کند و گاه در زیر خاکستر آن  مدفون می ششوم . آری ،از وجود خود جز قلبی سوزان اثری نمی بینم . همه چیز را با آن می سنجم . دنیا را ازدریچه آن می بینم . رنگ ها عوض می شوند ،موجودات جلوه دیگری به خود می گیرند . 

 

هیچ نمی دانستم که دنیا آتشی سوزان تر از آتش ،وجود دارد ! سوختم ،سوختم ،ولی ای کاش فقط سوزش آتش بود .

 ادامه مطلب

  مهدي  نهم بهمن ۱۳۹۳  

درد یتیمان

خواستم از ابعاد خواهش ها و آرزو های عادی بشری بیرون آیم و رخت بخت خویش را بر سراپرده ملکوتی بارگاه خدا بگسترانم . از همسر خویش و جگر گوشه هایم گذشتم و همه را به دست تقدیر سپردم تا مگر یتیمان و دردمندان را کمک کنم . کوه غم و دریای درد را بر دلم پذیرفتم ،تا شاید غم ها و دردها بینوایان را درمان کنم . حرمان و محرومیت و تنهایی را بر خود پذیرفتم ،تا قلبی از حرمان نسوزد و روحی از تنهایی پژمرده نشود و آه دردمندی در دل شب ،سکوت ظلمت را نشکافد .

اگر نمی توانستم به مظلومین داغدیده کمکی کنم لااقل در میان آن ها باشم ،مثل آنها زندگی کنم و دردها و غم های آن ها را بر قلب خد ببندم . می خواستم که در این دنیا با ستمگران و سرمایه داران محشور نباشم ،در جوآن ها نفس نکشم ،از تمتعات حیات آن ها محظوظ نشوم و علم و دانش خود را در قبال پول و لذت زندگی خویش به آن ها نفروشم .

منبع:حیات عارفانه

  مهدي  بیست و دوم دی ۱۳۹۳  
امام خامنه/BlogCategories ايامام خميني (ره) قرارگاه سايبري 702 نجواي ديجيتال بصيرت با ديدگان شما انديشه و بصيرت شهيدآويني مثل چمران وبسايت فيلم چ دوئل