">
......اي خداوند آزمايشهاي سخت ، اي پروردگار قلبهاي سوزان و روحهاي لطيف ، در آن روزها که اميدم از همه جا و همه کس به کلي قطع شده بود ، تنها تو بودي که به من اميد دادي ، تنها تو بودي که دست مرا گرفتي و از ميان گردابهاي نابودکننده بيرون کشيدي ....................................تو اي خداي من به من جرأت دادي که کلمه حق را با صداي بلند اعلام کنم و به من شجاعت دادي که در برابر قدرتمندان زمان بايستم و به من رحمت کردي که لحظه اي از طريق حق منحرف نشوم ...........................اي خداي بزرگ تو را شکر ميکنم که آرزوها را در دلم خشک کردي ،‌خوف مرگ را از من گرفتي ، لذت شهادت را به من نمودي در مقابل ظلم و کفر مرا روئين تن کردي ...................................خدايا در دنياي انسانها ، آدمي بزرگتر و کاملتر و بهتر از علي نمي شناسم ، ولي حتي او را در مبارزات حيات پيروزي نبخشيدي ، و حکومت عدل و دادش را زير تازيانه هاي ظلم و ستم و فساد معاويه خرد کردي ، و اجازه ندادي که نهال عدل و آزادي و انسانيت بشکفد و حکومت حق لااقل به دست علي بر ظلمت کفر و جهل و ظلم پيروز گردد … هيهات ! ...................................ما به پيش مي تازيم تا عروس شهادت را در آغوش بگيريم نه به اميد آن که فقط پيروز شويم ..........................................ما مبارزه مي کنيم تا در قربانگاه عشق عاليترين تجلي فداکاري و پرستش را عملاً نشان دهيم و تکامل يابيم نه آن که دستاوردهاي مادي حيات ما را فريفته باشد . ...........................ما به سوي خدا مي رويم تا از همه فرآورده هاي مادي عالم بي نياز گرديم ، نه آن که خدا را وسيله رسيدن به مصالح شخصي خود کنيم ........................................بنابراين در کشمکش زندگي ، به سوي پيروزي چشم ندوخته ام ، و به هيچ چيز و هيچ کس اميدي نداشته ام و هيچ گاه سعي نکرده ام که پاکي و نظافت قلبي خود را فداي پيروزي و نجات کنم ............................................مني که از همه چيز گذشته ام و حتي اميد خود را از پيروزي قطع کرده ام ، ديگر دليلي ندارد که در برابر نظام ها و قدرتها و فشارها و تهديدها و تطميع ها به زانو درآيم ، من از همه چيز آزاد شده ام و پاکي و خلوص خود را به هيچ چيز حتي به نجات و پيروزي نمي فروشم چمران ..............................................


نرم افزارچند رسانه ای شهیددکترچمران
پيشنهاد ما
كليپ هاي صوتي زيبا خطرظهورطاغوت درانقلاب من به خال لبت اي دوست گرفتارشدم دكترچمران درحال عكاسي من تصميم دارم که از اين به بعد آدم خوبي باشم، دست از گناهان بشويم، قلب خود را يکسره تسليم خدا کنم عشق زن از اينكه آمريكا را ترك گفتم، از اينكه دنياي لذات و راحت طلبي را پشت سر گذاشتم، از اينكه دنياي علم را فراموش كردم، از اينكه از همه زيبائيها و خاطره زن عزيز و فرزندان دلبندم گذشته ام، متأسف نيستم متافيزيک وشهيدچمران هيچ کس مثل چمران نيست حتي چگوارا روايتي زيبا ازعروسي دكترچمران سخنراني بسيار زيباي شهيد دکتر چمران درباره دکتر شريعتي با موضوع عشق و عرفان چندمناجات زيبا ودل انگيز ميانماردرخون وآتش جملات موضوعي دکتر چمران(خداي عشق و پرستش) درموردعشق مجموعه 9والپيپر(عكس نوشته)شهيد دكترچمران انقلاب مقدس ايران تجارت باخون شهيدان برهه حساس انقلاب
امامت دوازده امام درتورات تكامل جامعه+حرکت های احساسی اصالت حركت شیدایی آغوش مرگ دردوغم تجلي عشق خداوند اي نفس آرام ومطمئن فراموشي خود راستى عبادت چيست؟ مناجات شعبانيه رمزي در وراي رازها کتاب 22
آخرين نــوشته هـــا
شهيد دکتر چمران

سيستــم آمــار سايت
آثار هنري شهيد دکتر چمران
يــاد داشت هـاي نويـسنده
کتابهاي شهيد چمران
آرشيـــو موضوعي
دوستــــان
پيوندهــــــاي روزانه
آرشيـــو نوشته ها
ديگر امکانات

لحظه وداع با دنیا

 

ای خدای من

 

خوش دارم که هنگام وداع با دنیا تنها باشم

شهیدچمران

 

 

جز تو کسی مرگ مرا نبیند، جز تو کسی قبر مرا نداند، خوش دارم که به کلی محو شوم، کسی مرا به یاد نیاورد، کسی بر من اشک نریزد، کسی عکس مرا به دیوارها نصب نکند، کسی به دیدار قبر من نیاید، فقط آسمان بلند و ستارگان زیبایش انیس سکوت ابدی من باشند. خوش دارم که به کلی بسوزم و خاکسترم به باد سپرده شود و چیزی از من در این دنیا باقی نماند.

شهیدچمران دربهشت

 

 خوش دارم آنقدر گمنام باشم که حتی در خاطرۀ تو، ای خدای بزرگ نقش نبندم. خوش دارم نیست شوم و در عالم نیستی به لقاء الله نائل گردم.

شهیددکترمصطفی چمران

 


برچسب‌ها: عارفانه, شهیدچمران, جملات زیبا, چمران, عشق
  مهدي  بیست و پنجم مهر 1393  

لذت درد

خوشحالم؛ خوشحالم که محبوبم آمده است. ناله ام را از نزدیک می شنود، ضربان قلبم را حس می کند،  بر دردها و غم هایم مرهم می گذارد، سینه ی پر دردم را باز می کند، روح افسرده ام را می شکفد، جان مرده ام را زنده می کند، در دلم نور امید می تاباند، استعداد های خفته ام را بیدار می کند، درد و غمم را به هنر، ایمان، زیبایی، خلاقیت و عشق مبدل می نماید.

درد را لذت بخش می کند، خدا را در دلم و دیدگانم  و زیر پنجه هایم ملموس می کند.

در سایه ی وجود او، در هر برگ، وجود خدا می بینم و از آسمان ها رمز اسرار عالم بالا را می شنوم. در چشمک ستارگان راز و نیاز عاشقانه ی طبیعت را می خوانم، در موج دریا حیات و حرکت به سوی ابدیت را می بینم، در آسمان بلند ابدیّت و ازلیّت را می یابم. در هر قطره ی اشک یتیم محو می شوم و در ظلمتکده ی مظلومین و محرو مین از شدت بغض خفه می شوم.

عارفانه


برچسب‌ها: عارفانه, شهیدچمران, جملات زیبا, چمران, عشق
  مهدي  بیست و یکم مهر 1393  

من به دنیا غریبه ام،

    من به دنیا غریبه ام، و می دانم اینجا خانۀ من نیست.

    چرا همواره عمق و تعالی حال و روح و اندیشه و هنر با اندوه،و حمق و پستی و ابتذال با شادی توأم است؟ چرا از روزگار ارسطو قائده مکتوب بر این است که در هنر، هرچه عمیق است و جدی، غمناک؟و هرچه سطحی و مبتذل، خنده آور و شاد؟

    چرا مستی و بی خودی را دوست می دارند؟

پیوند انسان با دنیا می گسلد، و بار سنگین هستی از دوش می افتد، فشار خفقان آور ملامت بار «بودن» سبک می شود.

    چرا روح های بلند و دل های عمیق ، اندوه، پاییز، سکوت و غروب را دوست تر می دارند؟ مگر نه این است که در این لحظات خود را به مرز بی پایان عالم نزدیک تر احساس می کنند؟

    این چشمه های شگفت انگیز غیبی که همواره در اعماق روح آدمی می جوشد از کجا سر چشمه گرفته؟ ایت روح بی تاب از این عطش های ملتهب، چنین است که بدبینی و نگرانی و عصیان و عشق له گریز، از آغاز با نهاد این زندانی بزرگ خاک سرشته شده، و در عمق وجدانش اضطراب خانه کرده و از همین نهانخانه است که سه جلوۀ شگفت و غیر مادی که همواره با انسان قرین بوده است سرزده ـ مذهب، عرفان و هنر.

منبع: عارفانه


برچسب‌ها: عارفانه, شهیدچمران, جملات زیبا, چمران, عشق
  مهدي  چهارم مهر 1393  

بیایید انقلابی باشیم

راستی بیایید انقلابی باشیم، از گذشته ها هم می گذرم،انتظاری ندارم که کسی در گذشته انقلابی گری خود را ثابت کرده باشد،بیایید از امروز ما انقلابی باشیم،من حاضرم،اگر شما هم حاضرید بسم الله. بیایید از نظر اخلاقی معیارهای اسلامی را اجرا کنیم. از نظر فداکاری،همه وجود خود را برای خدا و مردم بدانیم و همه مصالح خود را فدا کنیم. از نظر زندگی،همه تعلاقات مادی حیات زندگی اشرافی ،اسراف بازی،تجملات و همه زرق و برق زندگی را فراموش کنیم و با درویشی و علی وار زندگی کنیم. بیایید کار کنیم،فداکاری کنیم،شعار ندهیم ،تهمت نزنیم. عقب ماندگی خود را سرکوفت به دیگران نزنیم،به جای آنکه خود را مواخذه کنیم،دیگران را متهم ننماییم.

منبع: حماسه عشق وعرفان


برچسب‌ها: عارفانه, شهیدچمران, جملات زیبا, چمران, عشق
  مهدي  چهارم مرداد 1393  

صد سال از انقلاب می گذرد.

تاریخ انقلاب اسلامی:

امروز جمعه 13تیر1456هجری شمسی وامسال درآستانه یکصدمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی هستیم. 

براستی که بر این کشور ونظام دراین صدسال حوادث واتفاقات زیادی گذشت.اما آنچه ستون و پایه این انقلاب بود وبالطف خداوند آن را از گزند حوادث مصون داشت روش وسیستم حکومتی ولایت فقیه بود که الحق والانصاف درطراحی اش درزمان غیبت بی نظیربود.

دراین یکصدسال گروه های مختلفی برنظام اسلامی تاختند،از بیگانگان دندان تیز کرده که علی رغم تحمیل چهارجنگ سنگین وطراحی فتنه های سخت وسنگین ،بااینکه ضربات سهمگینی به پیکره نظام وافکار مردم زدند ،اما نتوانستند ستون اصلی را ویران کنند و این بیرق حسینی برافراشته شده توسط سیدخمینی همچنان برافراشته ماند. همچنین آتش فتنه ها وحوادث داخلی هم سالها نظام اسلامی را در تب وتاب و آتش فروبرد. نفوذ جریانهای متعصب وبی مغزو همچنین مسلمین مرتد به بدنه دولت وحکومت دراین سالها چه آتش ها و مصیبت هایی که خلق نکرد.

مسلمین مرتد چند سال در چند مرحله سکان بخش های بزرگی ازحکومت ودولت را دردست گرفتند.آن سالها مردم درابتدابه خاطر ظاهرفریبنده وحرفهای ظاهرفریب این گروه از ارتداد آنها به اسلام وقرآن آگاه نشدند،اما با گذشت زمان ولطف خداوند دست خیانتشان روشد.آنها نه تنها به انقلاب وولایت فقیه بی اعتقاد بودند.بلکه نسبت به اسلام وقرآن ومبانی اصیل اسلامی معترض ومنتقد بودند. همچنین جریانهای انحرافی که با تغذیه فکری ومالی از طرف بیگانگان شکل می گرفتند ،اعتقادات راستین اسلامی ووحدت دنیای اسلام را هدف خود قرارداده بودند.وسعی داشتند تااسلامی زشت و نادرست را دردرون ملت های اسلامی و افکار ملت های جهان ایجادکرده وجلوه گر سازند.متاسفانه جریانهای انحرافی وارتدادی جمع کثیری از مردم را دردامان گمراهی و کفرفروبرد و به سیاهی کشانید.

یکی ازمهم ترین نکته هایی که در برون رفت انقلاب ازدامان مشکلات دامن گیر آن سالها باید مدنظرقرارداد،نهضت انقلاب دومی است که در دهه چهارم عمرانقلاب اسلامی یعنی حدود سالهای 1393تا 1404شروع شد وبعد از حدود بیست سال به ثمر نشست. باگذشت سالها مردم و بعضی مسولین دلسوز و رهبر فقید انقلاب اسلامی حضرت آیت الله خامنه ای متوجه شدند که نفوذ جریانهای ناخلف در پیکره حکومت و مدیریت کشور که تنها درپی رسیدن به اغراض مادی وشخصی خود هستندو مسولیت و قدرت را تنها وسیله ای برای رسیدن به اهداف شخصی و گروهی خود ونه اهداف بلند ووالای اسلام وانقلاب می دانند، می رودتا این نهضت اسلامی را به کام مرگ وانحطاط فرو برد.

افزایش نارضایتی مردم ورشد نارضایتی ها والتهاب ها دلسوزان راستین را به فکرفروبرد و مضطرب ساخت. دوحرکت عمده دراین راستا شکل گرفت: 1-ظهور وبروزجریانهای قوی علمی توسط دوستان انقلاب به رهبری امام خامنه ای (ره)و طراحی روشهای نوین در اداره حکومت و اقتصاد ومدیریت مبتنی برنظریه پردازی های اسلامی و برمبنای حرکت علمی جهادی آن سالها. 2- نهضت بیرون انداختن ورسواسازی مدیران فاسد جناحین برمبنای حرکت انقلابی مردم درظهور انقلاب دوم درتظاهرات وحرکت های خودجوش مردمی. ،نتیجه ای است که الان ما پس از حدودپنجاه سال ثمرات آن رامشاهده می کنیم.

همچنین عزت ایران اسلامی که امروز درجمع سه کشور صنعتی جهان قرارگرفته ثمره آن فداکاریهاوجانفشانیهاست.که حتی آمریکای جهان خوار آنروز را تبدیل به موشی ترسو وذلیل درمقابل انقلاب این امت مسلمان کرده است.امروز هیچ قدرتی درجهان نیست که دستش از دست فرزندان خمینی وخامنه ای فقید بالاتر باشد مگر حکومت امام مهدی که ما الان جزیی ازنظام اسلامی او هستیم و سالهاست زمین به دست این ذخیره الهی تبدیل به مدینه ی فاضله ای شده است که این روز همان وعده خداوند متعال در قرآن کریم است که زمین سالیان سال درانتظاروالتهابش به سر می برد.

اینروز ما حاصل قطره قطره خون شهیدانیست که درخت اعتقاد به وحی ووعده خدا را آبیاری کردند و ثمره خون دلهاییست که مومنان راستین دراین راه متحمل شدند. امروز نتیجه زحمات همه کسانی است که این روز را به فرزندان آدم نوید دادند. که بدرستی 💠ان وعدالله کان مفعولا💠 همانا وعده خداوند قطعا انجام یافتنی است.


برچسب‌ها: آینده انقلاب, چمران, ظهور, ایران, جمهوری اسلامی
  مهدي  سیزدهم تیر 1393  

من موسیقی ام

من هنرم،من موسیقی وجودم،من ستارۀ آسمانم، من سکوت اسرار آمیز و غوغا آعغتمیز کهکشانهایم، من سوز خورشیدم، من موج دریایم، من موج قلّۀ کوه های سر به فلک کشیده ام، من سیزه های روح بخشم، من نسیم صبحگاهم، من ماه شب های تارم، من ابرم ، من بارانم،من طوفانم، من رعدو برق آسمانم، من موسیقی وجودم که در سکوت شب از دل آسمان ها شنبده می شود،من زیبایی غروب آفتابم که در دل آدمی احساس فوقِ وصف به وجود می آورد که خدایی است،من طلوع آفتابم که هیجان حیات و نشاط و زندگی به همراه دارد.

من احساسم که در رگ های عشّاق می لغزم و به صورت اشک شوق در چشم ظاهر می گردم. من غمم که در دل های شکسته موج می زنم، من اشکم که از چشم یتیم فرو می چکد، من آهم که از سینۀ پُردردی به آسمان می خزد، من شورش دل های عشاقم، من شور و هیجانم که در عروق جوانان می دود،من غرش جنگاورانم در کشاکش معرکخ، من خون شهیدانم در صحنۀ مقدّس جهاد، من فدا کاری ام در قلب آسمان گذشتگان.

منبع:عارفانه


برچسب‌ها: عارفانه, شهیدچمران, جملات زیبا, چمران, عشق
  مهدي  بیست و پنجم خرداد 1393  

نامه ای به دوست

ای دوستم، ای محبوبم ، ای کسی که هنوز قلبم در گرو مهر توست، سلام خالصانه مرا بپذیر.

مرا به یاد آن روز هایی انداختی که دست در دست هم از البرز به خانه می رفتیم. در خیابان های خلوت راز های درونی خود را بازگو می کردیم. در خطرات وحشتناک پا به پای هم پیش می رفتیم. دلم به یاد آن روز ها مب تپد. و با آن که اکنون پشت میز کار نشسته ام و دیگران مشغول کار و فعالیت اند، روح من در پرواز است. وجود دیگران و سخنانشان را احساس نمی کنم...

فقط با تو سخن می گویم و د همان فضاها ، زیر همان آسمان ها ، توی همان خیابان ها زندگی می کنم. نامه های قدیم تو را که از انگلستان می نوشتی، همه را حفظ کرده ام و از هرکسی که توانسته ام سراغ توا گرفته ام و کم و بیش از حال تو با خبر بوده ام و همیشه درود و دعای قلبی تو را غائبانه تقدیم وجودت کرده ام.

ای دوستم؛ تو را در آغوش می فشرم و در عالم تخیل لذت می برم، لذتی روحانی و معنوی که قابل بیان نیست و با این احساس شدید گذشته های دور را زنده می کنم و در آن شور و صفای جوانی سیر می کنم و لذت می برم. آن راز و نیاز های درونی، آن داد و ستد های عمیق چه زیبا بود. راستی که غریبان از این داد و ستد های درونی بی بهره اند و هیچگاه شدت علاقه و احساس به آن درجه در این جا وجود ندارد. به همین علت به نظر من در کمال توانگری، فقیر و بی نوایند . تنهایی و جدایی و امراض روحی و کثرت خودکشی... به مقدار زیاد معلول همین فقر محبت و داد و ستد عمیق است.

البته این حالات برای من کم دست می دهد، ولی هر وقت دست می دهد احساس لذتی عمیق می کنم.گویی در آسمان ها به پرواز در آمده ام. گویی خورشید در دستم قرار گرفته و به قول حافظ پای بر فرق فقدان گذاشته ام. گویی به خدا رسیده ام و در او محو شده ام. در این حالات می سوزم. شعله ای از ذرات وجودم سرچشمه می گیرد و مثل موج همه ی بدنم را فرا می گیردو چون جسم محدودم قادر به تحمل آن نیست از بدنم خارج می شود و به آسمان ها می رود و گرمای روحم و حیاتم نیز به دنبال همان شعله های به آسمان می روند. وجودم جز شعله و لذت چیزی نیست...

می خواهم برای ابد در این حالت بمانم . متأسفانه عملی نیست. به خود می آیم و اشک چشمانم را فرا گرفته و بدنم سرد و بی حس شده است... این حالت و این احساس در مجالست تو و حتی هنگام نامه نگاری  با تو به من زیاد دست داده است؛ و این خود غنیمتی است بزرگ.

دوست داشتن و محبت ورزیدن حالتی است مهم و زیبا ،ولی هر چیزی نمی تواند محبوب و معبود باشد. محبوب باید آنقدر بزرگ و دوست داشتنی باشد که شایسته آن عشق و محبت گردد...

اگر محبوبی وجود نمی داشت عاشقی به  وجود نمی آمد و این راز و نیاز ها، خلسه ها، احساسات و این دنیای عشق از بین می رفت...

من خدا را شکر می کنم که چون تو دوستانی دارم که قلبم و روحم در هوای محبتشان می سوزددارم که قلبم و روحم در هوای محبتشان می سوزد و حیات مرا زنده نگاه می دارد.

دوستم؛ سخن کوتاه کنم زیرا دانه ی عشق و محبت را پایانی نیست و سخن و قلم قدرت بیان آن را ندارد و متأسفانه نمی توان برای همیشه در آن حالات سیر کرد، زیرا ما محکوم به این عالم مادی و خاکی هستم.

منبع: عارفانه


برچسب‌ها: عارفانه, شهیدچمران, جملات زیبا, چمران, عشق
  مهدي  دوم خرداد 1393  

زنگ خطر انقلاب
رهبري:... من و شما همان طلبه يا معلم پيش از انقلابيم. يكى از شماها معلم بود، يكى دانشجو بود، يكى طلبه بود، يكى منبرى بود، همه‌مان اين‌طور بوديم؛ اما حالا مثل عروسى اشراف عروسى بگيريم، مثل خانه‌ى اشراف خانه درست كنيم، مثل حركت اشراف در خيابانها حركت كنيم! اشراف مگر چگونه بودند؟ چون آنها فقط ريششان تراشيده بود، ولى ما ريشمان را گذاشته‌ايم، همين كافى است؟! نه، ما هم مترفين مى‌شويم. واللَّه در جامعه‌ى اسلامى هم ممكن است مترف به وجود بيايد. از آيه‌ى شريفه‌ى «و اذا اردنا ان نهلك قرية امرنا مترفيها ففسقوا فيها»(17) بترسيم. تُرف، فسق هم به دنبال خود مي آورد.

. مردم رودربايستى ندارند؛ خدا هم با كسى رودربايستى ندارد.

 

... مگر خدا با من و شما قوم و خويشى دارد؟ مگر خدا با جمهورى اسلامى و با اين اسم قوم و خويشى دارد؟ من و شما هستيم كه بايد معين كنيم اين جمهورى، اسلامى است، يا اسلامى نيست؛ اين هم در رفتار ماست.»

 

(بیانات در جمع کارگزاران نظام، 23 مرداد 1370)


برچسب‌ها: رهبر, اشرافیگری, جمهوری اسلامی, انقلاب
  مهدي  هشتم اردیبهشت 1393  

  مهدي  هفتم اردیبهشت 1393  

گنده لات مشهدی


رضا سگه(!) یه لات بود تو مشهد.


هم سگ خرید و فروش می کرد، هم دعواهاش حسابی سگی بود!!


یه روز داشت می رفت سمت کوهسنگی برای دعوا(!) و غذا خوردن که دید یه ماشین با آرم ”ستاد جنگهای نامنظم“ داره تعقیبش می کنه.


شهید چمران از ماشین پیاده شد و دست اونو گرفت و گفت: ”فکر کردی خیلی مردی؟!“


رضا گفت:بروبچه ها که اینجور میگن.....!!!


چمران بهش گفت: اگه مردی بیا بریم جبهه!!


به غیرتش بر خورد، راضی شد و راه افتاد سمت جبهه......!


مدتی بعد....


شهید چمران تو اتاق نشسته بود که یه دفعه دید داره صدای دعوا میاد....!


چند لحظه بعد با دستبند، رضارو آوردن تو اتاق و انداختنش رو زمین و گفتن: ”این کیه آوردی جبهه؟!“


رضا شروع کرد به فحش دادن. (فحشای رکیک!) اما چمران مشغول نوشتن بود!


وقتی دید چمران توجه نمی کنه، یه دفعه سرش داد زد:


”آهای کچل با تو ام.....! “


یکدفعه شهید چمران با مهربانی سرش رو بالا آورد و گفت: ”بله عزیزم! چی شده عزیزم؟ چیه آقا رضا؟ چه اتفاقی افتاده؟“


رضا گفت: داشتم می رفتم بیرون که سیگار بخرم ولی با دژبان دعوام شد!!!!


چمران: ”آقا رضا چی میکشی؟!! برید براش بخرید و بیارید.....!“


چمران و آقا رضا تنها تو سنگر.....


رضا به چمران گفت: میشه یه دو تا فحش بهم بدی؟! کِشیده ای، چیزی؟!!


شهید چمران: چرا؟!


رضا: من یه عمر به هرکی بدی کردم، بهم بدی کرده....!


تا حالا نشده بود به کسی فحش بدم و اینطور برخورد کنه.....


شهید چمران: اشتباه فکر می کنی.....! یکی اون بالاست که هر چی بهش بدی می کنم، نه تنها بدی نمی کنه، بلکه با خوبی بهم جواب میده!


هِی آبرو بهم میده.....


تو هم یکیو داشتی که هِی بهش بدی می کردی ولی اون بهت خوبی می کرده.....!


منم با خودم گفتم بذار یه بار یکی بهم فحش بده و منم بهش بگم بله عزیزم.....! تا یکمی منم مثل اون (خدا) بشم …!


رضا جا خورد!....


..... رفت و تو سنگر نشست.


آدمی که مغرور بود و زیر بار کسی نمی رفت، زار زار گریه می کرد! 


تو گریه هاش می گفت: یعنی یکی بوده که هر چی بدی کردم بهم خوبی کرده؟؟؟؟


اذان شد.


رضا اولین نماز عمرش بود. رفت وضو گرفت.


..... سر نماز، موقع قنوت صدای گریش بلند شد!!!!


وسط نماز، صدای سوت خمپاره اومد. پشت سر صدای خمپاره هم صدای زمین افتادن اومد.....


رضارو خدا واسه خودش جدا کرد......! (فقط چند لحظه بعد از توبه کردنش)


یه توبه و نما ز واقعی........


خاطرات شهیــد مـُصطفی چمران🌼


برچسب‌ها: شهید چمران, شهدا, دکترچمران
  مهدي  پنجم اردیبهشت 1393  

عضویت درواتس آپ

دوستان عزیز برای عضویت درگروه " فرهنگ رسانه انقلاب" درواتس آپ نام و شماره تلفن خود را به این شماره ارسال فرمائید

09132978214

لازم است جهت پیوستن به این گروه نرم افزار واتس آپ درتلفن همراهتان نصب شده باشد.

محورفعالیتهای گروه: تولیدات فرهنگی رسانه ای،مطالب مذهبی عقیدتی،خانواده،انقلاب،شهدا و...


برچسب‌ها: واتس آپ, گروه مذهبی, شهید چمران, عضویت, اندروید
  مهدي  سی و یکم فروردین 1393  
امام خامنه/BlogCategories ايامام خميني (ره) قرارگاه سايبري 702 نجواي ديجيتال بصيرت با ديدگان شما انديشه و بصيرت شهيدآويني مثل چمران وبسايت فيلم چ دوئل